30 Sep هنر ترجمه
امروز دیگر بر احدی از آحاد بشر پوشیده نیست که پیشرفت و تعالی علم و به تبع آن توسعه تکنولوژی، اقتصاد و هنر، و هر آن پدیده ای که به نوعی با زندگی و تعیین سبک آن پیوند خورده است، به نحوی از انحاء با زبان و دانش دستوری مرتبط است. در حقیقت ابداع زبان و خط، و توسعه و تکامل آن در جغرافیای این کره خاکی، تاثیری مستقیم و غیر قابل انکار بر بخشهای دیگر جامعه همچون صنعت و تکنولوژی گذاشته و خواهد گذاشت. به عبارت اولی، اگر چنانچه نوشتار و ابزار مرتبط و به هم پیوسته یعنی زبان و گویش متحول نمی شد، قدر مسلم جامعه جهانی قادر به توسعه در بخش های دیگر نبود. امروزه تاثیر شگفت انگیز ارتباطات بر جوامع، در ابعاد سیاسی، اقتصادی، صنعتی، اجتماعی و هنری، غیر قابل انکار است. صاحب این قلم قصد واگویی تاریخ پیدایش زبان را ندارد، که در این مقوله جای آن مقال نیست. تنها به این نکته گذرا بسنده می شود که اگر طی قرون و اعصار گذشته، تمامی علوم، از هر دسته و گروه، اعم از فرهنگی، فلسفی، پزشکی، صنعتی، اجتماعی و غیره، تنها در یک حیطه جغرافیایی محدود نگه داشته می شد و به قلمرو دیگر ملل ورود نمی کرد، قطعا و یقینا هیچ گاه جهان بشریت به این پایه والای علمی در زمینه های گوناگون نمی رسید.
حال که چرایی انتقال مجموعه های علمی به اقصی نقاط دنیا در پرتو دانش فرهنگی و اهمیت و ارزش این پراکندگی و توسعه روشن شد، نوبت آن است که واکاوی شود که چگونه این مهم اتفاق افتاد. جهان قرن بیست و یکم، دنیای دیجیتال، اینترنت و سرعت شگفت آور آن، همگان را متحیّر کرده و روز به روز واقعیت جهان به مثابه یک “دهکده کوچک” را عریان تر می کند. در این میان نقش رسانه ها، مطبوعات و مکتوبات در پرتو این ترقّیِ حیرت آور شایان توجه است. امروزه شاید دیگر کسی خیلی به این نمی اندیشد که قرن ها پیش چگونه و به چه شکلی مکتوبی نوشته می شد، چاپ می گردید و به چه طریقی نشر می شد، تا اندکی از افراد یک جامعه از آن بهره مند شوند. در مخیله هم نمی گنجد که صنعت چاپ چه مسیر دشواری را پیمود تا به این نقطه شکوفایی رسید. شاید افراد کمی بیندیشند که پس از چاپ، یک اثر علمی، ادبی یا هنری با چه دشواری ها و چالش هایی رو به رو بود تا در دسترس خوانندگان قرار گیرد، چه رسد به اینکه گام بعدی یعنی ترجمه و نشر آن به زبان های دیگر خود چالش دیگری بود. قلم ها شکسته شد، تهدید ها صورت گرفت و جان ها گرفته شد تا تحت سیطره دولت ها و حکومت های مستبد و ستمگر در سرتاسر دنیا، اثری، نوشته ای و پاره کاغذی از فرهیخته ای برگردان گردید و به زبان ملت دیگری در ناکجاآباد نشر شد و با چه مشقاتی در دسترس خوانندگان قرار گرفت. نسل امروز در هر کجای دنیا که باشد و زیر چتر هر حکومتی که روزگار بگذراند، اگر نداند که نتیجه زجرها، شکنجه ها و ستم های روا شده دیروز را امروز به میراث برده، حتما هم به خود و هم به نسلهای گذشته و آینده ستم کرده است.
مقوله برگردان متون به زبان های دیگر، از دو عنصر مهم و اساسی تشکیل گردیده است. این دو عنصر عبارتند از، متن و مترجم. ترکیب این دو عنصر یا هر واژه دیگری که آن را بنامیم، نتیجه اش نوشتاری می شود که به مخاطب عرضه می گردد. هر قدر متن در نحله های گوناگون، از مضامین و عناوین مناسب حال و آینده جامعه مورد هدف، دقیق تر، کنشگر تر، واقع بینانه تر و به تعبیری به روزتر انتخاب شده باشد، مسلما مخاطب بیشتری داشته و تاثیر قابل قبول تری خواهد داشت (در این راستا اگر بخواهیم نمونه هایی آوریم مثنوی هفتاد من کاغذ شود). هنر ترجمه یا برگردان هر نوشتاری، کاری سترگ است؛ علم می خواهد و تبحر، هنر می خواهد و سلیقه، ژرف نگری می خواهد و علاقه، و از همه مهم تر لازمه اش انگیزه است. واژه هنر به عمد به متون ترجمه شده اطلاق می شود، که حقیقتاً مترجم یک نویسنده هنرمند است. چگونه میتوان مکنونات ذهنی و قلبی نویسنده یا شاعر یک اثر را ترجمه کرد که در آن حقیقتِ معنا و مفهوم اولیه کاملا حفظ و از آن امانت داری شده و سیالی و عمق درک از کلام و واژگان اصلی برگردان شود. به طریقی که به اصل اثر لطمه ای وارد نشود و معنا و مفهوم کلام و تاثیر واقعی را داشته باشد؟ در این مقال هزاران هزار نکته باریک تر از مو مطرح است. دقیقا به همین دلیل است که ترجمه در هر نحله و گونه ای که باشد یک اثر هنری است و مترجم یک هنرمند مسئول است که بار امانت سترگی را به دوش می کشد و رسالت عظیمی بر عهده دارد. آیا می توان توصیفی مناسب تر و دقیق تر به مترجم و عمل ترجمه اطلاق نمود؟ قضاوت با شما.
No Comments